شعرهای زیبا
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢   کلمات کلیدی: ا

باد پیچید در ترانه ی برگ

بـرگ لـرزید از بـهـانه ی باد

هر کجا برک خشکیده بود افتاد

بـاغ نـالـید و گـفـت: بـاد مباد

در شکفتم گناه بــاد چـه بود

بـــرگ خـشـکیــده بـــود

بـاور بـود، بـاد هـرگـز نبود

دشـتمن برگ، مــردن برگ

دســـــت بــــاد نـــــبــود

زندگی ذره ذره مـی کاهد

خشک و پژمرده می کند چون برگ

مرگ ناگاه می برد چون باد

زندگی کرده دشمنی یا مرگ

**********

زندگی شطرنج دنیای دل اسـت

قصه ی پر رنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوس ها می شود

پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج می رود

در سر ما بس خیال باطل است

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است

مــا نـسنـجـیـده پی فرزین او

غافل از اینکه حریفی غافل است

**********

قفس سینه ز غوغای نفس می شکند

شوق دیدار تو دیوار قفس می شکند

رمزی از رویش ناکام امیدی است بزرگ

شاخه ی تازه که در فصل هرس می شکند

نای محزونم خوش سراید چه عجب

بغض چون را گلو بست نفس می شکند